اهمیت توجه به نکات مثبت و منفی هوش مصنوعی در کسب و کارها

هوش مصنوعی یا همان (Artificial intelligence) شاخه‌ای از علم کامپیوتر است که با استفاده از درک، منطق و استدلال سیستمی را برنامه ریزی می‌کند تا بتواند کامپیوتر را به موجودی هوشمند تبدیل کند.

بسیاری از دانشمندان فعال در زمینه هوش مصنوعی ریاضیدان بوده‌اند. آنها بر این باورند که اگر بتوان دانش موجودات هوشمند را با مدل های ریاضی بیان کرد، آنگاه می توان این دانش ریاضی شده را به ماشینی منتقل کرد که قادر به استفاده از آن باشد. هوش مصنوعی توسط فلاسفه و ریاضی‌دانانی نظیر جرج بول که اقدام به ارائهٔ قوانین و نظریه‌هایی در مورد منطق نمودند، مطرح شده بود. با اختراع کامپیوتر در سال ۱۹۴۳، این وسیله دانشمندان هوش مصنوعی آن زمان را به چالشی بزرگ فراخواند. با وجود تردید گروهی از متفکرین درباره کارآمد بودن هوش مصنوعی تنها پس از چهار دهه، شاهد تولد ماشینهای شطرنج باز و دیگر سامانه‌های هوشمند در صنایع گوناگون شدیم.

در حال حاضر شرکت‌ها از تکنیک‌های هوش مصنوعی در فروش و بازاریابی استفاده می‌کنند تا محصولات را بر اساس خواسته مشتریان به آنها پیشنهاد دهند.

همچنین هوش مصنوعی در فرایند تولید، با استفاده از “یادگیری عمیق” و انجام محاسبات حجم بالایی از داده‌های حسگرها، فرایند تعمیر و نگهداری پیش‌بینی‌شده را بهبود می‌بخشد.

همچنین کمپانی‌ها با به‌کارگیری الگوریتم‌های ساده می‌توانند خطوط مونتاژ سازه‌های بسیار پیشرفته‌ای را کنترل کرده و اختلالات آنها را پیدا کنند.

تحقیقات اخیر صدها مورد از این قبیل را در کسب‌وکارها ثابت کرده‌اند که در کنار هم می‌توانند سالانه بین ۳٫۱۷ یورو

اگر سیاست‌گذاران و کسب و کارها برای جذب فواید هوش مصنوعی هوشمندانه و سریع عمل کنند، این فناوری احتمالاً ارزش عظیمی را برای همه ما ایجاد خواهد کردالی ۵٫۲۵ تریلیون یورو درآمد ایجاد کنند.

از طرف دیگر، چالش‌هایی نیز با ظهور این فناوری در زندگی بشر ایجاد شده‌اند.

در صورتی‌ که فرایند خودکارسازی با همین سرعت پیش برود، حدود ۳۷۵ میلیون کارگر در سراسر جهان تا سال ۲۰۳۰ باید گروه‌های شغلی خود را تغییر دهند.

ماهیت در هر نوع شغلی به‌احتمال‌زیاد تغییر خواهد کرد زیرا مردم مجبور به تعامل با ماشین‌های هوشمند در محل کار هستند.

این امر باعث ایجاد نیاز به یادگیری مهارت‌های جدید و کمپانی‌های ارائه‌دهنده این مهارت‌ها خواهد بود، و سیاستگذاران در مقیاس گسترده با چالش آموزش و بازآموزی نیروی کار روبرو می‌شوند.

همچنین کارگران با مهارت پایین با افزایش تقاضا برای مشاغل بامهارت بالا از کسب شغل بازمی‌مانند و همین امر منجر به عدم تعادل شدید اقتصادی شود.

فراگیر شدن هوش مصنوعی همچنین می‌تواند سؤالات اخلاقی چالش‌برانگیزی را ایجاد کند.

برخی از این موارد ممکن است مربوط به استفاده و سوءاستفاده احتمالی از این فناوری در زمینه‌هایی نظیر نظارت عمومی و برنامه‌های کاربردی پیشرفته نظامی تا رسانه‌های اجتماعی باشد.

الگوریتم‌ها و داده‌هایی که برای آموزش آنها به کار می‌رود ممکن است تعصبات جدیدی را ایجاد کرده یا موجب نهادینه شدن تعصبات موجود شوند.

سایر نگرانی‌های مهم شامل استفاده از اطلاعات شخصی، حریم خصوصی، امنیت سایبری و “جعل عمیق” است که برای دستکاری برخی نتایج انتخاباتی یا تقلب در مقیاس بزرگ جهانی مورداستفاده قرار می‌گیرد.

علیرغم این چالش‌ها، اگر سیاست‌گذاران و کسب و کارها برای جذب فواید هوش مصنوعی هوشمندانه و سریع عمل کنند، این فناوری احتمالاً ارزش عظیمی را برای همه ما ایجاد خواهد کرد.

اشتراک اجتماعی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *